مقدمه و تعاریف

جهاد نرم حلقه جهادی عمار یاسر، با استعانت از خدای متعال، نشست تحلیلی پیامدهای موسیقی را در تاریخ 19/12/1389 برگزار کرد.

این جزوه مباحث مستند و ارائه شده در این نشست می‌باشد که بصورت مکتوب تهیه گردیده و در نوع خود از نظر روش تحقیق، فراگیر بودن مطالب، موضوعیت و جامعیت مطالب ارائه شده، کم نظیر است.

در این جزوه سعی بر این بوده است که ابتدا تعریفی از موسیقی ارائه شود و سپس تاریخچه موسیقی و انواع آن و تأثیرات موسیقی بر روح و جسم انسان، بیان گردد و در انتهای جزوه، احکام و آیات و روایاتی که در مورد موسیقی وارد شده، آمده است.

در این جزوه، مطالب گردآوری شده و با کمی تحلیل بیان شده است ولی تجزیه و تحلیل اصلی مطالب بر عهده خواننده و وجدان بیدار او می‌باشد زیرا به فرموده امام خمینی(رحمه الله علیه) "موسیقی با تریاک فرقی ندارد"، بنابراین اگر کسی به موسیقی اعتیاد پیدا کند، شاید پذیرش واقعیت برایش سخت باشد و به فرموده مقام معظم رهبری "اگر کسی خواب باشد می‌شود بیدارش کرد ولی اگر کسی خود را به خواب بزند نمی‌شود بیدارش کرد"؛ مطالب این جزوه برای بیدار دلان مؤثر است و برای کسانی که خود را به غفلت و خواب سپرده‌اند سودمند نخواهد بود.

*تعرف موسیقی از نظر فقه: صوت و آهنگی که با آلات موسیقی پدید می‌آید.

*تعرف غنا از نظر فقه: آوازی که از حنجره آدمی بیرون آید و مناسب مجالس لهو و خوشگذرانی باشد.

*تعریف موسیقی: موسیقی مجموعه‌ای از سازها، صداها و آوازها می‌باشد.

*اصوات چهارگانه موسیقی:

1- اصوات موزون و زیبا که از انسان بوجود می‌آید.

2- اصوات موزون و زیبا که بوسیله ابزار نواخته می‌شود.

3- اصوات موزون و زیبا که از جانداران مانند پرندگان بوجود می‌آید.

4- اصوات موزون که از حرکات اصطکاکی اجزای طبیعت شنیده می‌شود مانند چشمه سارها.

 

پیدایش و آلات و اقسام موسیقی

پیامبر اکرم(صلیاللهعلیهو‌آله): ابلیس اولین کسی بود که غنا کرد. ( بحارالانوار / ج 6 )

شیطان برای جریحه‌دار کردن آدم در هنگام کشته شدن هابیل و در شادی این واقعه، تغنی کرد.

*اختراع موسیقی با پیدایش انسان آغاز گردید.

*درباره پیدایش اولین ساز، نقلهای متفاوتی وجود دارد، یونانیان باستان معتقد بودند که اولین ابزار موسیقی، " نی" چوپانان است، فردی به نام پان، روزی از میان نیزارهای ساحل رودخانه‌ای می‌گذشت که آهی كشید و شنید نفس چون از درون نی ها می‌گذرد صدای غم انگیزی تولید می‌كند و اینگونه، "نی" کشف شد.

*ایرانیان باستان نیز در مورد پیدایش "عود" باور داشتند روزی مردی از بیابانی می‌گذشت، میان راه به جسد ققنوسی برخورد كه به مرور زمان بدنش تجزیه شده بود، فقط استخوان بدن و پرهای او به شكل كاسه‌ای باقی مانده بودند، در اثر گذشتن باد از لابه‌لای آن صدای خوشی به گوش می‌رسید بدین‌سان اولین ساز كه همان "عود" است ساخته شد.

علم موسیقی از قدیم الایام بر پایه ریاضی استوار بوده است و فلاسفه آن را از شعب ریاضی دانسته و متون قدیمی موسیقی را در مبحث ریاضی مطرح نموده‌اند؛ ابن سینا در کتاب شفا، موسیقی را در فصل ریاضیات مطرح نموده است. امروزه وسعت زیر و بمی اصوات و قوانین و موضوعات متفاوت آن موجب شده است که موسیقی نیز همانند سایر علوم تقسیماتی پیدا کند. این تقسیم بندی ها بر اساس اصول فیزیکی و فرکانسهای اصوات است و موسیقی گاهی بر اساس کیفیت اجتماعی آن مانند تاریخی، ادواری، فرهنگها و ملل تقسیم شده است و بعضاً موسیقی را از لحاظ ادواری به دوره قدیم و قرون وسطی، کلاسیک، جدید، معاصر و مدرن و یا قبل و بعد از اسلام تقسیم می‌کنند و همین طور از حیث اجرایی به موسیقی تک صوتی، چند صوتی، آوازی، نظامی، مجلسی، ارکستر، سویت، سونات، اپرت، اپرا، بال، رکویم، مس و انواع موسیقی کلاسیک، یکنواخت، سنتی، رمانتیک، محلی، ضربی، روحانی و نیایشی تقسیم کرده‌اند.

احکام موسیقی

الف-استماع  غنا و موسیقی

سؤال: حکم گوش دادن به آهنگ بدون کلام چیست؟

جواب: گوش دادن به هر آهنگی که مُطرب و لهوی و مناسب مجالس گناه و خوش گذرانی است، جایز نیست.

 

سؤال: اگر استماع موسیقی هیچگونه تأثیری در انسان نداشته باشد آیا باز هم حرام است؟

جواب: اگر از نوع موسیقی حرام باشد، گوش دادن به آن جایز نیست؛ هر چند در شخص تأثیر نداشته باشد.

 

سؤال: گوش دادن به موسیقی غم انگیز چه حکمی دارد؟

جواب: در موسیقی حرام تفاوتی بین شاد و غم انگیز بودن آن نیست و گوش دادن به هر دو حرام است.

 

سؤال: اگر به مجلس عروسی و مانند آن دعوت شدیم ولی در اثنای امر موسیقی و ترانه مبتذل پخش کردند، تکلیف چیست؟

جواب: اگر احتمال تأثیر می‌دهیم با فراهم بودن شرایط، نهی از منکر کنید و اگر نمی‌پذیرند، چنانچه حضور شما باعث استماع موسیقی حرام یا تأیید گناه گردد، باید مجلس را ترک کنید مگر آنکه عُصر و حَرج لازم آید.

 

سؤال: آیا ملاک در تشخیص موسیقی حرام، نوع مردم است یا شخص؟

جواب: ملاک نوع مردم (متدیّن) است نه شخص مکلف.

 

سؤال: غنایی که از نظر فقهی موضوع حکم حرمت قرار گرفته چیست؟

جواب: غنا آوازی است که در گلو غلتانده و باعث طرب شود و مناسب با مجالس لهو و خوش گذارانی و فساد انجام گیرد؛ آواز با این مشخصه، خواندن و استماعش حرام است خواه در کلام حق باشد یا کلام باطل.

 

سؤال: آیا غنا و آواز خوانی زن در شب عروسی ( برای زنان ) جایز است؟

جواب: اگر محتوای آن باطل نباشد اشکال ندارد.

 

سؤال: در برخی موارد مرثیه خوانی و یا مداحی زنان در مجلس خودشان به گونه‌ای است که صدای آنان با بلندگو به گوش مردان رهگذر می‌رسد، آیا این عمل جایز است؟

جواب: اگر صدای آنان در معرض ریبه، تلذذ و تهیج شهوت باشد، جایز نیست.

ب-نوازندگی

سؤال: حکم نواختن با آلات موسیقی را بیان کنید؟

جواب: اگر از آلاتی است که به لهو و حرام اختصاص دارد، نواختن آن جایز نیست ولی اگر از آلات مشترک باشد استفاده از آن به منظور منافع مشروع و حلال اشکال ندارد.

 

ج-آموزش موسیقی

سؤال: حکم آموزش و یادگیری نوازندگی آلات موسیقی چیست؟

جواب: آموزش و یادگیری نوازندگی با آلات مختص (به لهو) جایز نیست و اگر از آلات مشترک باشد، به منظور استفاده مشروع و حلال مشکل ندارد.

 

د-نگهداری و خرید و فروش آلات موسیقی

سؤال: حکم نگهداری آلات موسیقی چیست؟

جواب: اگر از آلاتی که به لهو و حرام اختصاص دارد، نگهداری آنها جایز نیست و باید آنها را از بین برد ولی اگر از آلات مشترک است اشکال ندارد.

سؤال: حکم خرید و فروش آلات موسیقی چیست؟

جواب: اگر از آلاتی است که به لهو و حرام اختصاص دارد، خرید و فروش آن جایز نیست ولی اگر از آلات مشترک باشد معامله آن اشکال ندارد.

سؤال: درآمدی که از رهگذر تکثیر و توزیع نوار و سی دی های موسیقی بدست می‌آید، حلال است یا حرام؟

جواب: اگر از نوع موسیقی حرام است، خرید و فروش و درآمد حاصل از آن حرام می‌باشد.

روایات در مورد موسیقی

*پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): ابلیس اولین کسی بود که غنا کرد.(بحارالانوار/ج6)

*پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): اهل غنا از قبرش کور و کر و لال محشور می‌شود؛ زناکار و اهل مزمار و دف نیز همانند او محشور می‌شوند. (بحارالانوار/ج76)

*پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): غنا نردبان زناست. (بحارالانوار/ج76)

*پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): الغناء رُقیهُ الزّنا.

غنا مؤثر به سوی زناست. (میزان الحکمه / ج 9 / ص4420)

*پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): ملائکه خداوند در خانه‌ای که در آن دف و طنبور وجود داشته باشد داخل نمی‌شوند و دعایشان مستجاب نمی‌شود و برکت از خانه‌شان برداشته می‌شود.

(مستدرک الوسائل / ج2 / ص458)

*پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله): کسی که به غنا گوش فرا دهد صدای اهل بهشت را نمی‌شنود.

(کنز الأعمال / ج15 / ص220)

*امام صادق(علیه‌السلام): غنا آشیانه نفاق است. (کافی/ج6)

*امام صادق(علیه‌السلام): در خانه غنا، دعا مستجاب نمی‌شود. (کافی/ج6)

*امام صادق(علیه‌السلام): الغناءُ یورث النّفاق. غنا عامل نفاق است. (وسائل الشیعه / ج17 / ص309)   

*امام صادق(علیه‌السلام): غنا عامل فقر و تهیدستی است. (وسائل الشیعه /ج17 / ص 309(

*امام سجاد(علیه‌السلام): خداوند متعال ملتی را که در میان آنان آلات موسیقی باشد پاک و سعادتمند نمی‌کند. (وسائل الشیعه /ج17/ص313)

*امام باقر(علیه‌السلام): غنا نفاق را در قلب می‌رویاند همچنان که درخت خرما خوشه می‌رویاند.

(مستدرک الوسائل/ج13)

آیات در مورد موسیقی

*فَاجْتَنِبُوا الرِّجْسَ مِنَ الْأَوْثانِ وَ اجْتَنِبُوا قَوْلَ الزُّورِ. )حج/30) 

از پليديهاى بتها اجتناب كنيد! و از سخن باطل بپرهيزيد.

أبی بصیر از امام صادق(علیه‌السلام) در مورد تفسیر قول زور سؤال فرمود: حضرت در جواب فرمودند: غنا می‌باشد. (کافی/ج 6/ص435)

 

*وَ الذینَ لایَشهدونَ الزُّور وَ اذا مَروا باللغو مَروا کِراماً .(فرقان / 72)

و آنان که به ناحق شهادت نمی‌دهند و هرگاه به عمل لغوی بگذرد بزرگوارانه از آن می‌گذرند.

از امام صادق(علیه‌السلام) در مورد تفسیر لایشهدون الزور پرسیدند: حضرت فرمود: به خدا قسم غناست.

(سنن بیهقی / ج10 / ص223)

 

*وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِكَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ. (لقمان / 6)

و بعضى از مردم سخنان بيهوده را مى‏خرند تا مردم را از روى نادانى، از راه خدا گمراه سازند و آيات الهى را به استهزا گيرند؛ براى آنان عذابى خواركننده است!

حضرت امام صادق (علیه‌السلام) در تفسیر لهو حدیث فرمودند: منظور غنا است.

(مستدرک الوسائل/ج 13/ص 212)

در محضر استاد(آیت الله جوادی آملی)

سؤال: آیا موسیقی‏های عرفانی می‏تواند ما را به خدا نزدیک کند؟

جواب: عقل عملی که کارش گرایش است، تمام تصمیم‏گیری‏ها را بر عهده دارد و کارهایی نظیر عزم، اراده، محبت، اخلاق، نیت و غیره را مدیریت می‏کند. اگر ما این مدیر عامل را نرم خو کردیم، دیگر گریزپا نیست و در برابر فتواهای عقل نظری خاضع می‏شود؛ یعنی هر کاری می‏خواهد انجام دهد، از عقل نظری فتوا می‏گیرد، ولی اگر این مدیر عامل خودسر شد، از مرکز فرهنگی خود که عقل نظری و دانش است، استفتا نمی‏کند؛ از زیر مجموعه خود که شهوت و غضب است، نظر می‏خواهد و بر اساس میل آنها عمل می‏کند، آن وقت دیگر عقل عملی مدیر عامل نیست، شیطنت است.

برای آن که این مدیر عامل را نرم کنیم، راههای فراوانی وجود دارد؛ یکی از این راه‏ها همان است که در دعای شریف کمیل آمده است: «وَسِلاحُهُ الْبُکاء»  اسلحه بیرونی مؤمن در برابر دشمن آهن است و اسلحه درونی‏اش آه و گریه و اشک. بنابراین، اگر باطن مؤمن به سلاح اشک و ناله مسلح باشد، در مقابل خواستهای غضب و شهوت می‏ایستد و از آنها پیروی نمی‏کند؛ ولی اگر مسلح نباشد، تسلیم می‏شود و طبق میل خشم و شهوت تصمیم می‏گیرد. موسیقی و خوانندگی می‏تواند بر عقل عملی (مدیر عامل روح) اثر بگذارد، آن که با دعا و مناجات و گریه و آه و ناله سرو کار دارد، عقل عملی‏اش نرمش صادق می‏یابد؛ از عقل نظر پیروی می‏کند و بر خلاف رضای خدا هیچ کاری انجام نمی‏دهد.

همان گونه که خنده صادق و کاذب داریم، گریه صادق و کاذب نیز وجود دارد.

گاه طنز ادبی ظریفی گفته می‏شود و انسان می‏خندد، این خنده صادق است؛ گاه قلقلک می‏دهند و شخصی می‏خندد، این خنده کاذب و بی ارزش است. گریه هم این گونه است؛ گاه انسان برای مظلومیت امام حسین(‏علیه السلام) گریه می‏کند و گاه مارش عزا می‏زنند و بی آن که متوفا را بشناسد، می‏گرید، این اشک کاذب است.

آهنگها ممکن است چنین خطری در پی داشته باشند، یعنی اشک و نرمش کاذب پدید می‏آورند و ما خیال کنیم در عقل عملی ما نرمش ایجاد کرده ولی در واقع چنین نیست؛ این مشکل موسیقی‏های به اصطلاح عرفانی است؛ سایر موسیقی‏ها که مسلماً اثر مخرب و مخدر دارند و موجب نافرمانی عقل عمل از عقل نظر شده و انسان را در دام گناه و سقوط می‏افکنند.

رسیدن به کمال نیاز به اختیار دارد

سؤال: چرا در بعضی کارخانه‌ها برای بالا رفتن راندمان از موسیقی استفاده می‌شود؟

جواب: زیرا افراد کارگر بصورت ناخوداگاه بیش از حد توان خود کار کرده و به علت مصرف انرژی بیشتر از توان خود، دیگر توان انجام کارهای شخصی و ... ندارند.

سؤال: چرا در بعضی از رستورانها از موسیقی تند و هیجان انگیز استفاده می‌شود؟

جواب: زیرا این موسیقی باعث سرعت بخشیدن مشتریان به سرو غذا می‌شود و بنابراین تعداد بیشتری مشتری جذب می‌شود و سود بیشتری حاصل می‌شود.

سؤال: چرا در بعضی از ورزشگاهها از موسیقی استفاده می‌شود؟

جواب: زیرا ورزشکاران، توانی بیش از توان واقعی خود را استفاده کنند و به صورت مقطعی  به موفقیتهایی دست پیدا می‌کنند ولی به مرور زمان دچار فرسودگی جسمی و روحی می‌شوند بطوریکه دیگر بدون موسیقی نمی‌توانند ورزش کنند.

برشی از کتاب موسیقی از دیدگاه فلسفی و روانی نوشته علامه محمدتقی جعفری

علامه با اشاره به موافقت ابوحامد غزالی با سماع، سخن او را در تأیید مدعای خود شاهد می‌آورد: «بدانید که دل ها و درون آدمیان خزینه‌های اسرار و معادن جواهر است، جواهر اسرار در دلها همانگونه پیچیده است که آتش در میان آهن و سنگ و آب در زیر خاک و گل و هیچ راهی برای برانگیختن پنهانی‌های دلها نیست مگر به وسیله سماع، پس نغمه‌های موزون که لذت‌آور است آنچه را که در دلها وجود دارد بیرون می‌آورد و نیکی‌ها و یا بدی‌های آنها را آشکار می‌سازد، پس آشکار نمی‌شود از دل در موقع تحریک آن مگر آنچه را که دل در خود دار، چنان که (از کوزه همان برون تراود که در اوست) پس سماع محک راستین و معیار گویا برای دل است، در نتیجه خود سماع به قلب نمی‌رسد مگر آنچه در دل غلبه دارد، در آن تحریک شود».

 در ادامه، جنبه ماورای طبیعی موسیقی توسط علامه اینگونه مورد سؤال قرار می‌گیرد: «کسانی که می‌خواهند برای نغمه‌های موسیقی جنبه ملکوتی و ماورای طبیعی در نظر بگیریم، باید این مسأله را حل کنند که با توجه به اینکه جنبه ملکوتی و ماورای طبیعی در همه نفوس انسانی یکی است، این همه اختلاف در نغمه‌ها  و نواهای موسیقی اقوام و ملل دنیا چیست؟ اختلاف مزبور به حدی است که گاهی بعضی موسیقی‌های یک جامعه، برای دیگری نفرت انگیز و موجب ناراحتی اعصاب آنان می‌گردد؛ این اختلاف در نغمه‌ها و نواها از بهترین دلایل این مدعا است که تأثرات و عواطف و هیجاناتی که به وسیله موسیقی‌ها برانگیخته می‌شود مربوط به آن سطح نفس آدمی است که مجاور برون ذات (طبیعت به معنای عام آن) است».

 این نقل قول ها هم در ادامه به عنوان مؤیدات مستقیم نظر علامه مطرح می‌شوند:

ابوسلیمان دارابی: «هر دل  که به آواز خوش از جای در آید، آن دل ضعیف بود، به مداواش حاجت بود تا قوی گردد... آواز خوش هیچ چیز در دل زیادت نکند، بلی اگر در دل چیزی بود آن را بجنباند».

علی هجویری غزنوی: «گروهی گفتند سماع آلت غیبت است، و دلیل آوردند که اندر مشاهدت، سماع محال باشد که دوست اندر محل وصل دوست، اندر حال نظر بدو مستغنی بود از سماع، از آنچه [زیرا] سماع خبر بود و خبر اندر محل عیان دوری و حجاب و مشغولی باشد».

 عبد الکریم قشیری به نقل از جنید: «چون مرید را بینی که سماع دوست دارد، بدان که از بطالت بقیتی با وی مانده است».

در پاسخ به سؤال مفروض در خصوص موسیقی‌های روحانی هم چنین پاسخ داده شده است: «عمده جذابیت و لذت موسیقی و انبساط آوردن آن، معلول سلب هوشیاری به واقعیت های درون ذات و برون ذات و همچنین سلب اختیار به معنای «سلطه و نظارت شخصیت به دو قطب مثبت و منفی کار یا هر موقعیتی است که شخصیت آدمی در آن قرار می‌گیرد و باید با روشنایی و احساس بایستگی یا شایستگی» آن موقعیت را برگزار نماید، در حالی که موسیقی‌ها حتی روحانی‌ترین آنها با دو حقیقت مزبور (هشیاری و اختیار) سازگار نیست و این اصل را همه ما می‌دانیم که هیچ حرکت ناهوشیارانه و جبری نمی‌تواند تکاملی باشد، اگرچه با نظر به عوامل گوناگون دارای لذت و جذابیت بوده باشد». مستملی بخاری به این قضیه اعتراف نموده و گفته است: «گروهی از این طایفه، سماع را بر آن وجه روا داشته‌اند که بی اختیار باشد اما چون اختیار پدید آید، آن سماع را معلول (مضر) داشته‌اند [یا دانسته‌اند]».

در بخش چهاردهم کتاب استناد به لذت‌بار و نشاط‌آور بودن موسیقی برای اثبات ضرورت آن در زندگی اینگونه رد می‌شود: «اگر علت عظمت و شایستگی موسیقی را برای ارواح آدمیان، لذت تلقی کنیم، قطعی است که به جهت متهم ساختن انسان به حیوان لذت پرست (هدوئیست) او را تا حد جانواران پست، پایین آورده‌ایم».

فلسفه و کارکرد موسیقی

فلسفه حرمت موسیقی:

*غفلت از یاد خدا.

*گرایش به فساد.

*زیان بخشی غنا بر جسم و روح.

انواع لهو:

1- مشغول شدن به کارهای بیهوده.

2- مشغول شدن به اموری در اوقات فراغت که دارای فایده عقلانی است.

3- مشغول شدن به اموری که باعث طرب و خارج شدن از حد اعتدال می‌گردد.

 

طرب: سبک عقلی چه در شادی و چه در حزن.

لهو: همنوایی آواز با مجالس فساد و خوشگذرانی.

*موسیقی سایه انسان را بالا می‌برد و بعد از اتمام آن، آنرا در سراشیبی رها می‌کند (سایه بالا می‌رود نه نفس آدمی) و باعث بروز مشکلات روحی می‌شود.

 

                  ادراک دارد                                       ذهنی است

 موسیقی                                        موسیقی

                 محتوا ندارد                                       عینی نیست

 

*تحریک تشنگی       حرکت به سمت سراب        نرسیدن به آب        ایجاد مشکلات روانی در انسان

 

نمونه‌ای از آثار موسیقی بر جامعه: اندلس با ترویج موسیقی و ایجاد بی بند و باری، فتح گردید.

 

کارکرد موسیقی:

*ایجاد فضای کاذب در انسان.

*تحمیل عقاید در طول تاریخ بشر.

*فرار از واقعیات.

*ایجاد غفلت.

ضررها و بیماری های موسیقی

الف: ایجاد عدم تعادل و توازن بین اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک که بی نظمی در این دو اعصاب مشکلات زیر را به همراه دارد:

۱- اضطرابات گوناگون ۲- عصبانیت ۳- سستی ۴- بی ارادگی ۵- سرگیجه ۶- صداع                ۷-مالیخولیا ۸- نفخ معده ۹- تحریکات قلبی ۱۰- طپش قلب ۱۱- بی نظمی ۱۲- آنژین صدری ۱۳- انقباضات عروقی ۱۴- اختلالات غدد مترشحه داخلی ۱۵- اسپاسم لوله گوارش ۱۶- آسم ( تنگی نفس).

ب: مرض مانی (نوعی جنون است که درجات گوناگونی دارد).

پ: مرض سیکلموتی ( نوعی بیماری روانی است که شخص بیمار گاهی می‌خندد و بعضی از اوقات از خود ترشرویی نشان می‌دهد و گاهی گرفته و غمگین است).

ت: کوتاهی عمر.

ث: مرض پارانویا ( نوعی مرض روحی است که شخص ادعاهای بی مورد کرده و خود را شریف‌تر و بالاتر از همه می‌داند).

ج: اختلالات دماغی (اغتشاشات مغزی هیجانات روحی و جنون).

چ: تأثیرات قلبی.

ح: واسطه انتحار و خودکشی.

خ: بیماری فشار خون.

د: عامل فحشا.

ذ: تضعیف و تضییع حس شنوایی (سامعه).

ر: تضعیف و تضییع حس بینایی (باصره).

ز: هیجان.

ژ: سلب اراده و شکست شخصیت.

س: سلب غیرت.

ش: عامل جنایت.

ص: جلب توجه غیر طبیعی.

ض: از دست دادن نیروی فکر.

ط: تضییع نیروی قضاوت.

ظ: افسردگی و خمودگی.

ع: تهییج عشق (یک نوع بیماری روانی است که مورد بحث و توجه روانکاوان است، گاهی شدت این بیماری به جایی می‌رسد که طرف خودش برای هلاکت خودش قیام کرده و خویش را به آب و آتش   می‌اندازد، مسموم می‌کند، خود را زیر اتومبیل معشوقه‌اش رها می‌کند و ..... و این بیماری گاهی شخص را به تیمارستان می‌کشاند).

تأثیرات انواع تم های موسیقی بر انسان

*موسیقی شیدایی (محرک جنسی)

تأثیرات موسیقی شیدایی بر جسم (محرک جنسی)

۱. تحریک جریان گردش خون.

۲.  تغییر ریتم تنفس.

۳. افزایش ضربان قلب.

۴.تحریک قوای جنسی.

 

نتیجه تأثیرات موسیقی شیدایی (محرک جنسی)

الف ) عمل به کارهای نامشروع.

 ب) افسردگی.

*موسیقی هیجانی

تأثیرات موسیقی هیجانی بر جسم.

۱. تحریک جریان گردش خون.

۲. تغییر ریتم تنفس.

۳. افزایش ضربان قلب.

 

نتایج کوتاه مدت تأثیرات موسیقی هیجانی

۱. افزایش روحیه.

۲. سر حال شدن.

۳. افزایش کوتاه مدت توانایی‌ها.

 

نتایج بلند مدت تأثیرات موسیقی هیجانی

۱. ضعف ادراک.

۲. تصمیم گیری سریع و قضاوت نادرست.

۳. افزایش احتمال ارتکاب جرم.

 

*موسیقی حزن آور و غم انگیز

تأثیرات موسیقی حزن آور و غم انگیز بر جسم

۱.  کُندی جریان گردش خون.

۲. کاهش ضربان قلب.

۳. کُندشدن ریتم تنفس.

 

نتیجه تأثیرات موسیقی حزن آور و غم انگیز

۱. کسلی و بی حوصلگی.

۲. یأس و ناامیدی و شکایت از وضع موجود.

۳. گوشه‌گیری و اِنزوا.

۴. افسردگی.

 

*موسیقی نشاط آور (ملایم)

نتیجه تأثیرات موسیقی نشاط آور (ملایم) بر جسم

۱. افزایش گردش خون در مغز.

۲. افزایش فعالیت های مغزی.

۳. افزایش انتقال اطلاعات.

۴. بهبود حس شنوایی.

۵. افزایش انگیزه.

 

تأثیر موسیقی هایی که کودکان به علاقه خانواده خود گوش می‌دهند :

۱. پرخاشگری.

۲. حرکات ناموزون.

۳. سکوت های طولانی.

اثرات تحریک اعصاب سمپاتیک

دستگاه عصبی

دستگاه عصبی از دو بخش الف: دستگاه عصبی مرکزی (مغز و نخاع) و ب: دستگاه عصبی محیطی، تشکیل شده است که دستگاه عصبی محیطی نیز به دو قسمت: اعصاب پیکری(نورونهای عصبی) و اعصاب خودکار(سمپاتیک و پارا سمپاتیک) تقسیم می‌شود و موسیقی بر اعصاب خودکار تأثیر می‌گذارد که در ادامه، تأثیرات موسیقی بر اعصاب سمپاتیک و پاراسمپاتیک را مورد بررسی قرار می‌دهیم.

۱.  تحریک جریان گردش خون.

۲.  تغییر ریتم تنفس.

۳. افزایش ضربان قلب.

 

*اثرات تحریک اعصاب پارا سمپاتیک

۱.  کُندی جریان گردش خون.

۲.  کُندشدن ریتم تنفس.

۳. کاهش ضربان قلب.

انواع تم های موسیقی

 ۱. موسیقی شیدایی (محرک جنسی): واژه شیدا در روانشناسی معرف سرخوشی و شور و نشاط بیش از حد است، سرخوشی، هیجان بخشی، احساس مدهوشی، از خصوصیات تمهای شیدایی است؛ شیدا‌صفتان اغلب با سیر در این تمها احساس نشاط بیش از حد و تخیل پیدا می‌کنند؛ از تمهای شیدایی  برای تحریکات جنسی استفاده می‌گردد.


۲. موسیقی هیجانی: هیجان، واکنش انفعالی شدید و فوری است که غالباً با تظاهرات بارز اعصاب خودکار و واکنش‌های فیزیولوژیک توأم است و میل به جنبش و حرکت را بوجود می‌آورد.

*موسيقي تند و نقش آن در ايجاد رفتار پرخاشجويانه:

پژوهشگران دانشگاه ايالتي آيوا و بخش خدمات انساني تگزاس بر روي بيش از 500 دانشجو كه به هفت آواز تند توسط هفت هنرمند و 7 آواز ملايم توسط هفت هنرمند ديگر گوش كرده بودند آزمايشهايي انجام داده شد؛ در اين مطالعه براي ارزيابي احساسات و افكار پرخاشجويانه، از دانشجويان آزمونهاي مختلف روانشناسي گرفته شد، نتايج بدست آمده نشان داد موسيقي تند بدون آنكه تحريك يا تهديدي وجود داشته باشد احساسات خصمانه را افزايش مي دهد.


۳. موسیقی حزن آور و غمگین: لحن تمهای حزین، غم انگیز است و شکوه و شکایت دارد و در شنونده احساس ناکامی را تداعی می‌کند، این تمها بر انتقال دهنده‌های عصبی افراد مستعد تأثیر می‌گذارد و باعث کاهش ترشح واسطه‌های شیمیایی در مغز شده که در نتیجه انباشته شدن این عناصر حیاتی، حزن و اندوه احساس می‌گردد.

*موسيقي بسيار بم و نقش آن در ايجاد غم و نااميدي:

دانشمندان انگليسي در يك آزمايش نشان دادند صداهاي بسيار بم و غيرقابل شنيدن براي انسانها، موسوم به مادون صوت، موجب بروز حالات غيرطبيعي از قبيل اضطراب، نگراني، غم شديد و نا اميدي در افراد مي شوند.

دكتر ريچارد لرد از آزمايشگاه ملي فيزيك انگليس براي بررسي تأثير صداهاي غيرقابل شنيدن بر افراد، آزمايشي ترتيب داد.

در اين آزمايش لرد و همكارانش در يك سالن بزرگ اجراي موسيقي زنده، قطعاتي از موسيقي را براي 750 شنونده پخش كردند و بدون اطلاع شنوندگان، در لابه‌لاي برخي از اين قطعات به كمك يك فلوت هفت متري اصوات بسيار بم و غيرقابل شنودي توليد كردند و سپس از شنوندگان خواستند تا واكنش خود به اين قطعات موسيقي را بيان كنند.

با وجود اينكه شنوندگان نمي دانستند در كداميك از قطعات موسيقي اصوات مادون صوت گنجانده شده، اما بيان كردند كه در هنگام شنيدن اين قطعات دچار احساسات غيرعادي شده‌اند،
اين احساسات غيرعادي عبارت بودند از: احساس نا آرامي و اندوه، نا اميدي شديد، نگراني و اضطراب، تنفر و همچنين احساس ترس.

 

۴. موسیقی نشاط آور (ملایم): تمهای مطبوعی هستند که نه تحریک کننده، نه غم انگیز، نه هیجانی و نه وجد آورند؛ متن ملایم و یکنواخت ارتعاشات آنها احساس آرامش را منتقل می‌کند. تمهای آرامبخش به خاطر ریتم ملایم در فواصل وسیع و ارتعاشات موافق آن با استعداد مغز باعث احساس ملایمت و آرامش می‌شود؛ استفاده از این تمها برای آرامش و تمرکز، بسیار مناسب است.

انواع موسیقی(بر اساس سبک ها)

۱- جاز:  اکثر مورخین، زادگاه موسیقی جاز را در شهر نیو اورلئان در ایالت لوئیزیانا دانسته‌اند، با این حال، این نوع موسیقی در تمام نقاط آمریکا ریشه دارد.

تاریخ این نوع موسیقی چنان با فرهنگ آمریکا عجین گشت که بسیاری دهه ۱۹۲۰ را عصر جاز نامیدند و بسیاری این نوع موسیقی را نمادی از فردگرایی و هویت جامعه آمریکایی دانستند.
در اواخر دهه ۸۰ قرن نوزدهم، سیاهپوستان آمریکا در کافه‌ها و سالن‌های کاباره به نوعی موسیقی ابداعی روی آوردند که رگ‌تایم نام گرفت؛ در شهر نیواورلئان موسیقی جاز تدریجاً از این نوع موسیقی رفته رفته در طول سالیان بعدی شکل گرفت.

۲- پاپ: این موسیقی در اثر جاه طلبی سازندگان آن و سود و پاداش مادی بوجود آمده است و با تعاریف موسیقیایی، بسیار محافظه کارانه هم هست.

این موسیقی نقطه مقابل موسیقی کلاسیک و موسیقی فولکلور(محلی) است به این ترتیب که اولی در طول تاریخ همواره موسیقی طبقه برگزیده و روشنفکر جامعه بوده است و دومی، موسیقی‌ای است که به طور تجاری عرضه نمی‌شود، موسیقی مردم پسند، گاهی به طور خلاصه موسیقی پاپ هم گفته می‌شود اما موسیقی پاپ در اصل یکی از زیرشاخه‌های آن به شمار می‌آید.

موسیقی پاپ، با وجود اینکه کاملاً از موسیقی کلاسیک، موسیقی هنری و موسیقی فولکلور متمایز است، اما از آنجایی که اصطلاح پاپ شامل بسیاری از قطعات موسیقی راک، هیپ هاپ، کانتری و راک اپرا را در بر می‌گیرد، می‌توانیم بگوییم که موسیقی پاپ، تعریف دقیقی ندارد.

موسیقی پاپ معمولاً به عنوان موسیقی‌ای تعریف می‌شود که به شکل تجاری تهیه می‌شود یا هدف تولید آن سود مالی است؛ بنا به تعریف سایمون فریت، منتقد موسیقی و جامعه شناس متخصص موسیقی مردم پسند، موسیقی پاپ به عنوان یک صنعت شناخته می‌شود نه هنر، البته این موسیقی را میتوان در حیطه بازار، ایدئولوژی، تولید و زیبایی شناسی هم معنا کرد، درواقع، "پاپ" طوری طراحی شده که برای همه جالب باشد و از هیچ جای خاصی نیامده و قرار هم نیست سلیقه خاصی را اعمال کند.

موسیقی پاپ چیزی است که از بالا (کمپانیهای ضبط، تهیه کنندگان رادیویی) تدارک دیده شده و از میان مردم برنخواسته است. پاپ موسیقی‌ای است که به طور حرفه‌ای تهیه و بسته‌بندی شده است و چیزی نیست که بتوان آنرا با سلیقه خود تغییر داد و یا فرم آنرا تغییر داد.

به عبارت دیگر، موسیقی پاپ، نوعی موسیقی است که در دهه 50 آغاز شد و آنچه در این مجموعه قرار می‌گیرد معمولاً برای گروه بزرگی از افراد جذاب است. با به وجود آمدن صفحه‌های پلاستیکی یا وینیل در دهه 30 تا ظهور کامپکت دیسک یا CD در دهه 80، موسیقی ضبط شده، نسبت به موسیقی زنده، بیش از پیش در دسترس قرار گرفت؛ ترانه‌های پاپ معمولا در 3 دقیقه اجرا می‌شوند و در آنها از ملودیهایی استفاده می‌شود که معمولا بسیار شنیدنی بوده و عده بسیاری را به خود جلب می‌کنند.

مشخصه موسیقی پاپ یک عنصر ریتمیک سنگین در زیر است که معمولا توسط دستگاههای تقویت کننده الکترونیک اجرا می‌شود و ملودی اصلی بر این ریتم غالب است. ترانه پاپ همچنین به ترانه‌های محبوبی که مردم به زمزمه و خواندن آن علاقه دارند نیز اطلاق می‌شوند؛ موسیقی پاپ از نظر تجاری موفق است و سبک مورد علاقه ایستگاههای رادیویی است زیرا قابل دسترس بوده، راحت در یاد می‌ماند و مخاطبین زیادی را به خود جلب می‌کند.

۳- راک: موسیقی راک برخاسته از موسیقی عامیانه جاری و روزمره آمریکا است که در سال 1955 شکل گرفت این موسیقی که ظاهرًا جدید بود و « راک اندرول » نامیده می‌شد در واقع ترکیبی بود از ریتم و بلوز ( موسیقی سیاهپوستان )می‌باشد.  

 راک فرم های متعددی پیدا کرد و عناصر و اجزای آن می‌تواند شامل بداهه نوازی روی دو عبارت و تکرار آن همراه با خط آوازی خشن و زمخت، عاشقانه که غالباً پشت سر هم تکرار می‌شود و گاهی تحریک کننده تمایلات جنسی و وسوسه انگیز می‌شود و زمانی حالات و فیگورهای شهوانی را ارائه   می‌کند و نمایش دهنده رفتارهای غیر عادی می‌گردد؛ بلندی اصوات یکی از ویژگی‌های موسیقی راک است و نقش بسیار مهمی را ایفا می‌کند، از این رو سازهایی که در اجرای موسیقی راک به کار گرفته می‌شوند عمدتاً الکترونیکی هستند (ارگ ، گیتار ، پیانو و …) و به گونه‌ای طراحی و دستکاری می‌شوند که با کمک وسایلی از قبیل آمپلی‌فایر و بلندگوها و سازهای اکوستیک (فلوت ، ساکسیفون و سازهای ضربی و غیره) و میکروفون به راحتی می‌توان صداهای آن ها را کم و زیاد و حتی تغییر رنگ و کیفیت داد.

شیوه‌ی آوازخوانی هم به سبک موسیقی بلوز و جاز بود؛ خواننده سعی می‌کرد با  حنجره و حلق صدایی خشن و خش‌دار ایجاد کند و در عین حال می‌کوشید در مواقعی که ریتم ثابت در موسیقی وجود دارد با اختلاف خیلی کمی جلوتر و یا عقب‌تر از ریتم موسیقی حرکت کند؛ برخلاف بلوز که سیاه پوستان در آن معمولاً از ریتم های با سرعت آهسته استفاده می‌کردند، در راک اندرول از ریتمهای تند موسیقی جاز استفاده می‌شد.

الویس در بیشتر اجراها هنگام خواندن، نوازندگی گیتار برقی را نیز برعهده داشت و با تحرک زیاد  روی صحنه، نوعی موسیقی ارائه می‌کرد که ناخودآگاه جوانان را به رقص و تحرک وا می‌داشت.

در این جا لازم به ذکر است که موسیقی راک با موسیقی راک اندرول تفاوت دارد و حتی در بعضی موارد مخالف یکدیگرند؛ موسیقی راک مولود شرایط خاص سیاسی - اجتماعی دهه 60 است؛ ویژگی مهم موسیقی راک در این است که بیشتر سازهای آن برقی بودند و صداهای آن توسط آمپلی فایر های قدرتمند تقویت و از طریق بلندگوها پخش می‌شد؛ موسیقی راک از لحاظ فرم شکل آزادتری پیدا کرد و اشعار آن گاهی به مسایل اجتماعی و سیاسی نظر داشت و گاهی نیز تجربیات شخصی را با بیانی غیر متعارف عرضه می‌کرد؛ در اوایل دهه 1960 مرز میان راک اندرول و موسیقی راک غیر قابل تشخیص بود و نمی‌شد تعیین کرد که دقیقاً از چه زمانی راک اندرول جای خود را به راک داده است، از آن زمان بیشتر سبک های جدید «راک» نامیده می‌شدند.

گروه‌های راک اندرول به تدریج با پذیرفتن شرایط روز و استفاده از امکانات و ویژگی های موسیقی راک به گروه‌های موسیقی راک تبدیل شدند و با استفاده‌ی تدریجی از گیتارهای برقی و اشعار سیاسی، اجتماعی و موسیقی با فرم آزاد حضور خود در موسیقی را تثبیت کردند.

شیوه‌ی اجرای موسیقی راک که با حرکات تند و خشن روی صحنه همراه با رقص و نیز پوشیدن لباس غیر متعارف و آرایش غیر معمول موها در اواخر دهه 70 رایج شد و به صورت الگوی رسمی در اجراهای صحنه‌ای گروه‌های موسیقی راک در آمد.

در اواخر دهه 70 گرایش جدیدی در موسیقی راک ظاهر شد که پانک راک و موج جدید شهرت یافتند؛ این گرایش های موحش و تکان دهنده‌ی اواخر دهه 70 را نمی‌توان نادیده گرفت، آن‌ها روی صحنه از استفراغ کردن، تف انداختن، جنگ و دعوا راه انداختن و لخت شدن ابایی نداشتند و این کارها را بخشی از حرکات نمایشی خود قلمداد می‌کردند؛ صدای موسیقی شان بسیار بلند و گوش آزار و موسیقی‌شان غالباً از نوع فوق العاده ساده بود، شعرها وقیحانه، زشت، کفرآمیز و نارسا بودند؛ لباس پوشیدن عجیب و منحصر به خود آنها، آرایش تند و زننده و تظاهر به هرج و مرج طلبی از ویژگیهای این گروهها بود.

۴- متال: نمادگری، بی خيالی، طرد دنيای سياست و عشرت طلبی از مشخصه‌های اصلی اين سبک بود؛ اکثر طرفداران اين سبک جوانان ۱۸ تا ۲۴ سال بودند که هوی متال را موسيقی نسل خود می‌دانستند؛ اشعار عاشقانه و احساسی را نفی می‌کردند و با رقص ميانه خوبی نداشتند.

اولين جنبشهای هوی متال در جوانانی ديده شد که از نسلی برخاستند که در قلب يک تحولی بزرگ (جنگ جهانی دوم و شرايط بعد از جنگ) متولد شدند؛ در اوايل دهه ۱۹۶۰ جهان غرب خود را در سراشيبی کامل ماشينی شدن يافت، شرايطی که باعث شد جوانان اين دوره زندگی خود را در معرض تکنولوژی بيابند، همچنين وجود جنگ جهانی دوم که به سبب سياست های افراطی سالهای ۱۹۲۰ تا ۱۹۴۰ رخ داد و همچنين واقعه ويتنام که دليلی بر سياست های سرمايه داری آمريکایی بود، به همين دلايل شرايط نا اميد کننده و يأس آور در جوانان اين دوره رخ داد و اين عوامل سبب شد جوانان از جای خود بلند شوند و جنبش متال را با شعار «سرانجام - اصلاحی بايد» آغاز کنند.

*هوی متال: این سبک در اواسط دهه ۷۰ و پس از نفوذ هارد راک موجود در بریتانیا به آمریکا شکل گرفت و در واقع همان هارد راک ولی با سلیقه آمریکایی بود که در آن‌جا به آن کوردهای سنگین‌تر و شعرهای اعتراض ‌آمیزتر اضافه کردند و سبک جدیدی به نام هوی متال را به وجود آوردند؛ این سبک ریشه گرفته از بلوز و راک است که در آن بلوز کمرنگ شده و دیگر فراز و نشیب ریتم‌ها در آن از بین رفته ولی همان اثر روانی و حتی قوی‌تر را در شنونده به وجود می‌آورد؛ در این سبک هم مانند بقیه سبکهای راک، گیتار نقش محوری دارد.

شاخه‌های متال: هوی متال، اسپید متال، ترش متال، بلک متال، ملودیک دث متال، بروتال دث متال، دوم متال، متال اسکاندیناوی، گوتیک متال، پاور متال، پروگرسیو متال.

۵- رپ: رپ، فرهنگ كوچه و خيابان است كه با استفاده از ابزار و آلات بسيار محدود و ابتدائي، توجه افراد را به خود جلب مي‌كند؛ شعارنويسي با خط مخصوص، رقص‌هاي پر تحرك در گوشه خيابان و ترانه‌خواني با سبك خاص، همگي اجزايي از فرهنگ رپ هستند، كلمات تقريباً بصورت صحبت عادي ادا مي شوند و ضربي قوي آنرا همراهي مي كند، انقطاعها و برگشتها در نحوه نواختن ضرب و صداي خراش‌گونه‌اي كه با تبديل صفحه گرامافون به يك آلت موسيقي ايجاد شده، تحرك و شوري بي سابقه بر شنونده بر مي‌انگيزد، موسيقي رپ از تكامل اشكال ديگري از موسيقي سياهان در محله‌هاي فقيرنشين برانكس نيويورك و تا حدودي هارلم شكل گرفته است، اين محلات، نقطه تمركز گروههایي از سياهان است كه سالها پيش تحت شرايط فلاكت‌بار اقتصادي مجبور به مهاجرت از ايالات جنوبي به شهرهاي بزرگ نظير نيويورك شدند، آنها كار در مزارع را رها كرده و به پرولتر تبديل گشتند، اما اگر به ريشه‌ها و مأخذ اين موسيقي باز گرديم به غرب آفريقا و سرودهاي ستايش ساوانا مي رسيم، در نيجريه و گامبيا نيز تكخوانهایي وجود دارند كه طنزهاي اجتماعي را بشكل ترانه و نقالي اجرا مي‌كنند و اين بسيار به رپ شبيه است؛ اواخر دهه 1960، وقتي كه آمريكا زير ضربه مبارزات انقلابي در كشورهاي تحت سلطه‌اش، خصوصاً ويتنام، قرار داشت و انقلاب چين نيز بر شورشگران و انقلابيون در ايالات متحده تأثير نهاده بود و دريچه‌اي از آگاهي و دورنماي انقلابي را برويشان گشوده بود، در شهرهاي بزرگ آمريكا تضادهاي طبقاتي ميان سياه با امپرياليست و پايه‌هاي اجتماعيش حدت و شدتي فوق العاده يافته بود. بين محلات فقير نشين سياه با ساير نقاط شهر نيويورك، چيزي شبيه به خط مرزي وجود داشت. خط مرزي شاهد درگيري ميان دسته‌هاي متشكل سفيدهاي نژاد پرست و پليس از يكطرف با گروه‌هاي بزرگ و متشكل جوانان سياه بود. تشكيل اين گروه‌ها، پاسخي ضروري به تعرضات و سركوبگريهاي مداوم حكومت عليه ساكنان بيغوله‌هاي نيويورك بحساب ميآمد، گروه‌هاي رپ از دل همين تشكلات شورشي سياه شكل گرفت.

موسيقي خياباني رپ كه نخست توسط گروههاي كوچك سياه پوست در محدوده محلات اجرا مي شد، از سال 1979 پا به عرصه بازار موسيقي گذاشت.

رپ در واقع یک نوع موسیقی اعتراض‌آمیز خیابانی است؛ این موسیقی از پیش‌ پا افتاده‌ترین، سهل‌ترین و خیابانی‌ترین کلمات استفاده می‌کند، بدون این که از حیث ادبی بتوان این نوع استفاده را نقد کرد؛ در نوشتن متن ترانه‌های رپ، هیچ الزامی برای رعایت قوانین ادبی وجود ندارد، موسیقی رپ به موضوعاتی از جمله: اختلاف طبقاتی، ریاکاری، دعواهای خیابانی، فرهنگ غالب جهانی و همچنین بحران‌های سیاسی می‌پردازد. مباحث اصلی این موسیقی را سکس، مواد مخدر و قانون شکنی تشکیل می‌دهد.

سیاهپوستان بنیان گذار رپ در آن زمان بدلیل نداشتن استطاعت مالی کافی و عدم وجود امکانات لازم، قادر به ضبط آهنگ های خود در استودیو نبودند و به ناچار هنر خود را در خیابان عرضه می‌داشتند و به جای استفاده از ساز، دست میزدند! (صدای دست زدنی که امروزه در آهنگهای رپ و هیپ هاپ میتوان براحتی آن را شنید).

رپ فارسی به شکلی از موسیقی رپ گرفته می‌شود که به زبان فارسی خوانده می‌شود. این سبک موسیقی اگر چه عمدتاً متأثر از سبک رپ غربی است، اما تمام ویژگی‌های آن را ندارد و برخی خصوصیات آن در رپ غربی وجود ندارد. رپ فارسی در اوخر دهه ۱۳۷۰ خورشیدی در ایران شکل گرفته و خواننده‌های زیادی به طور رسمی و غیر رسمی در این سبک فعال هستند.

۶- ترنس: در دهه80 بطور کلی ترنس وجود حقیقی نداشت ولی در همین زمانها بود که عناصر موجودیت این سبک در بعضی از ترک های آن زمان شروع به رشد کردن کردند؛ 808 State ,با کار Pacific در سال 1989 نمونه‌ای از این کار بود که به احتمال بسیار زیاد اولین ترک ترنس حقیقی و واقعی میباشد. البته بعضی ها آن را House هم صدا می‌کنند؛ در واقع نکته مهم در تمامی این آهنگها نبود، سبک واحد و استفاده از دستگاههای برقی برای آنها بود و خوب بیشتر به صورت بیسیک و پایه بودند، در واقع ترنس از اینجا شکل گرفت و به نوعی اولین کلاب‌های پخش موسیقی ترنس از همین سالها در آلمان و در برلین شکل گرفت، در این زمانها پخش موزیک در کلاب ها شغل DJ ها بود و دیجی‌ها کمتر آهنگ هم می‌ساختند و برلین و کشور آلمان مهد موزیک ترنس در سراسر دنیا شناخته شد؛ گروهها و افراد زیادی در سراسر دنیا به این کار پرداختند ولی اولین کسانی که زود چهره شدند از همین کشور آلمان بودند.

 

تاریخچه موسیقی

*یونانی ها: هشت هزار سال قبل از میلاد مسیح نظریه علمی موسیقی و تئوری آن را تدوین کردند.
*مصریها: در میان مصریان حدود پنج هزار سال قبل از میلاد مسیح، موسیقی رونق داشت و آلات موسیقی از قبیل چنگ و طنبور و نی ساده و نی مضاعف و بوق و سیتار و طبل و دایره میان آنها مرسوم بوده است؛ همچنین یك قسم ساز مضرابی شبیه به سه تار بوده و فرنگیها آن را نمونه گیتار می‌دانند. اختراع یك قسم ارگ را كه دارای لوله‌های متعدد بوده نیز به مصریها نسبت می‌دهند.

*سومریها: بطوریكه از تاریخ بر می‌آید موسیقی در تشریفات و رسوم مذهبی سومریها اهمیت داشته، در میان آثاری كه از آنها بدست آمده، یك قطعه نقش برجسته‌ای است كه شامل دو قسمت است: در قسمت پایین سازی است شبیه سیتار و چنگ كه در قاعده آن، جعبه‌ای برای انتشار و انعكاس صدا تعبیه شده و نوازنده‌ای آن را با دو دست می‌نوازد، در قسمت بالا هم چهار نفر موسیقیدان دیده      می‌شود كه یكی از آنها جامه‌ای بلند بر تن دارد و صفحه‌ای مدور را در یك دست گرفته و در دست دیگر چیزی شبیه به چكش دارد، نفر دیگر مشغول دست زدن است و یك نفر هم آواز خوان است و چنین به نظر می‌رسد كه این اشخاص مأمور اجرای قربانی هستند و این كار را با رسوم و تشریفات خاصی انجام می‌دهند؛ آثار کشف شده در عراق حاکی از آن است که سومریان در سه هزار سال قبل از میلاد مسیح با موسیقی آشنا بودند.

*ایلامیها: ایلامیها نیز موسیقی را هنگام بر پا كردن رسوم مذهبی به كار می‌برده‌اند؛ آلات موسیقی آنها یكی دو قسم چنگ و نی ساده و مضاعف و بعضی آلات ضربی بوده، از جمله، سازی داشته‌اند شبیه سنتور كه بعد ها تغییر  شكل داده و كامل شده و سازه‌های كلاویه‌دار فرنگی را كه كاملترین آنها پیانو  است از روی آن ساخته‌اند.

*آشوریها: آشوریها در موقع عبادت و پرستش، انواع موسیقی مخصوصی به كارمی‌برده‌اند؛ آلات موسیقی آنها چنگ و سیتار و نی ساده و مضاعف و بوق و طنبور بوده؛ در آثاری كه از آشوریها به دست آمده نمونه‌های مختلف از نوازندگان آشوری دیده می‌شود و اغلب آنها به صورت تك نوازی است، فقط در یكی از این نقشها یك اركستر چهار نفری به نظر می‌آید كه دو نفر آنها سازی كه بین چنگ و سیتار است می‌نوازند و دو نفر دیگر آلات ضربی می‌زنند.

*سایر ملل شرقی: موسیقی سایر ملل مشرق زمین با موسیقی كشور ما بی رابطه نیست از قبیل فینیقیها و یهودیها و اهالی فلسطین و سوریه كه آلات موسیقی دیگری كه با اختلافات جزیی شبیه به سازهای مذكور را داشته‌اند.

*موسیقی در دوره هخامنشی: زنوفن تاریخ نویس یونانی در كتابی كه راجع به كوروش نوشته، چند جمله ذكر كرده كه می‌توان از نوشته‌های او نتایجی به دست آورد؛ چنانكه در یك جا چنین می‌نویسد:

"كوروش هنگام حمله به ارتش آشور بنا بر عادت خود سرودی آغاز كرد كه سپاهیان با صدایی بلند و با احترام و ادب زیاد دنبال آن را می‌خواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدمهای مساوی و با نظم تمام براه  افتادند ".

در جای دیگر میگوید:

"كوروش برای حركت سپاه چنین دستور داد كه صدای شیپور علامت حركت و عزیمت خواهد بود و همین كه صدای شیپور بلند شد باید همه سربازان حاضر باشند و حركت كنند".

پس از چند سطر دیگر گوید:

"در نیمه‌شب كه صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد، كوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد بعد كوروش می‌گوید: همین كه من به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیك شد سرود جنگی را می‌خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید؛ در موقع حمله چنانكه گفته بود كوروش سرود جنگ را آغاز كرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند ".

از مطالب فوق چنین بر می‌آید كه ایرانیان دوره هخامنشی یك قسم موسیقی مخصوصی برای جنگ داشته‌اند كه بی شك در تحریك احساسات سپاهیان موثر بوده و آلات موسیقی رزمی آنها از قبیل شیپور و طبل نیز در این هنگام بكار می‌رفته و سرودهای رزمی در بر انگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و كامیابی آنها در میدان نبرد وسیله خوبی بوده است.

*موسیقی در دوره ساسانی: در این دوره علوم و صنایع ترقی كرد و موسیقی هم بیش از پیش رواج و رونق گرفت؛ اردشیر ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم كرده بود كه از آن جمله موسیقیدانها طبقه خاصی را تشكیل می‌دادند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند. بهرام گور نیز به موسیقی علاقه خاصی داشت، چنانكه نوشته‌اند وی چهار صد تن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او       موسیقیدانان بر سایر طبقات مقدم بودند. موسیقی در دوره ساسانی مخصوصاً در زمان خسرو پرویز بیشتر ترقی كرد و باربد موسیقیدان خاص او بوده كه در كتابهای ادبی و تاریخی مانند شاهنامه فردوسی و خسرو و شیرین نظامی حكایاتی از او نقل شده است، به طوریكه نوشته‌اند باربد مخترع عده‌ای از نواها و آهنگهایی است كه آنها را در حضور خسرو پرویز می‌نواخته و مشهور است كه وی 360 لحن موسیقی برای روزهای سال ساخته و هر روز یكی از آنها را كه مناسب موقع بوده می‌نواخته است تا خسرو از تكرار نغمات موسیقی خسته نشود.

از دیگر موسیقی دانهای این دوره بامشاد و رامتین یا رامین و آزاد وار چنگی كه آنها نیز از مطربان و مغنیان دوره خسرو پرویز بوده‌اند، می‌باشند.

موسیقیدانان اسلامی

*ابو نصر فارابی: فارابی اولین كسی است كه در دوره اسلامی كتابی در فن موسیقی نوشته و در آن از قوانین صوت و نسبتهای ریاضی صداها سخن گفته و رساله او برای ما باقی مانده است. فارابی در کتابی هشتصد صفحه‌ای که ششصد صفحه آن به نُت های موسیقی و مابقی به فلسفه موسیقی مربوط است (موسیقی کبیر) به تبیین موسیقی پرداخته است؛ فارابی به خوبی از عهده بیان قواعد اصلی موسیقی بر آمده بطوریكه دیگران كه بعد از او در این فن كتاب نوشته‌اند نوشته‌های او را بعنوان اصل مسلم قبول كرده و تنها دنباله افكار او را گرفته و تعقیب كرده‌اند.

*ابوعلی سینا: ابن سینا دو رساله در موسیقی نوشته، یكی به عربی كه جزء كتاب شفا است، دیگری به فارسی كه جزء دانشنامه علائی است و بنام علاءالدوله همدانی از سلاطین دیلمی نگاشته و این اولین كتاب موسیقی است كه به زبان فارسی نوشته شده و به دست ما رسیده است.

*صفی الدین عبدالمومن ارموی: رسالات فارابی و ابن سینا تا دو سه قرن تنها منبع اطلاعات راجع به علم موسیقی بود و در این مدت طولانی از نویسندگان ایرانی و عرب كسی چیزی راجع به موسیقی ننوشت تا آنكه صفی الدین عبدالمومن ارموی كه معاصر مستعصم آخرین خلیفه عباسی بود، دو كتاب در این فن نگاشت، یكی به نام رساله شرفیه و دیگر موسوم به كتاب الادوار.

*قطب الدین شیرازی: كتابی در فلسفه و علوم بنام "دره التاج لعزه الدباج" نوشته و در فن چهارم از جمله چهارم كه در علم ریاضی است شرح مفصلی راجع به موسیقی نگاشته است؛ این كتاب به فارسی نوشته شده و دارای مباحث قابل استفاده‌ای راجع به صوت و ملحقات آن و نسبتهای ابعاد موسیقی و رابطه اصوات از نظر ریاضی و آوازها و پرده شناسی آلات موسیقی ذكر كرده و گفته‌های آنها را توضیح و تشریح كرده است؛ در حقیقت كتاب او یكی از تألیفات گرانبهایی است كه در موسیقی نوشته شده است.

غبطه به حال مار

<img border=0 src="http://jahadenarm.persiangig.com/image/mar.jpg">

هرچی از زندگی مار می گذره پوستش ضخیم تر می شه و موقعیکه پیر می شه چهل روز به خودش گرسنگی می ده و درد و رنج گرسنگی رو تحمل می کنه و میره توی زمین و پوست اندازی می کنه و وقتی که میاد بیرون جوون میشه.

این مثال رو زدم تا از این خصلت مار درس بگیریم. گاهی وقتها ما آدمها هم هر چی  از عمرمون می گذره دچار حجاب های ظلمانی و نورانی می شیم. پس باید یه کاری بکنیم، وقتایی رو تو زندگیمون به فکر کردن راجع به خودمون، افکارمون، اعمالمومن اختصاص بدیم و اگه حجابها  وارد زندگیمون شده بودن، با توکل به خدا و توسل به ائمه طاهرین و زحمت و تلاش، اونا رو کنار بزنیم.

و از خدا بخوایم که جوونیمون نگذره و آثار پیری نمایان بشه و ما هنوز تو حجابها گرفتار باشیم و به حال مار غبطه بخوریم.

 

روش شستن اسب

<img border=0 src="http://jahadenarm.persiangig.com/image/123.jpg"> 

برای شستن اسب، ابتدا باید از سر و گردن اسب شروع کنیم و کم کم بقیه قسمتهای بدن اسب را بشوریم، اینطوری زمانیکه داریم پشت اسب رو تمیز کنیم، اسب تحریک نمیشه و کار بدون دردسر انجام می شه، اما اگه اول کار، از پشت اسب شروع به شست وشو کنیم اسب سریعاً تحریک میشه و رَم میکنه.

 ما آدما همه همینطوری هستیم، اگه دشمن به یکباره حمله کنه، سریعاً حالت تدافعی گرفته و موضع گیری می کنیم و آماده مقابله می شیم، اما اگه یواش یواش شروع کنه مثلاً به بهونه ایجاد شادابی، موسیقی رو ترویج بده، برای خوش تیپ بودن، مدگرایی رو ترویج بده، برای افزایش اطلاعات، ما را به سمت سایتها و شبکه های ماهواره ای مستهجن سوق بده، به بهونه آراستگی ظاهری، ما را به آرایش چهره بکشونه، اولاً، اصلاً تحریک نمی شیم و ثانیاً خودمون هم تبدیل به پیاده نظام اون می شیم و از مال و جان خودمون هم تو مسیر اونا می گذریم. پس بیایید با تقویت ایمان و بصیرتمون توی این جنگ نرم اسیر تاکتیک شستن اسب نشیم.                                                                                 

 

ولنتاین روز عشق یا هرزگی اخلاقی؟؟؟

<img border=0 src="http://jahadenarm.persiangig.com/image/2.jpg">

" ولنتاین" که از آن به عنوان روز عشق یاد میشود ، در واقع یک مناسبت وارداتی است که چند سالی است میان جوانان باب شده و همه ساله در روز 25 بهمن ( 14 فوریه ) همراه با آداب و رسوم خاصی برگزار می شود؛ جشنی همراه با گناه و هدیه دادن و دوستی و عشق ورزیدن به نامحرم و جنس مخالف.

برای ولنتاین افسانه ای مطرح شده است از این قرار که زمانی فرمانروای روم باستان برای حفظ آمادگی سربازانش ، از ازدواج آنها جلوگیری می کرده، با این دلیل که ازدواج باعث سستی آنها خواهد شد. در این بین کشیشی به نام "والنتاین" مبادرت به عقد سربازان با دختران می نموده که پس از اطلاع به زندان می افتد. وی در زندان عاشق دختر زندانبان شده و خطاب به وی کارتهایی را می نوشته است و عاقبت در روز 14 فوریه به دستور شاه به جرم اقداماتش اعدام شده و توسط غربیها به " شهید عشق " معروف گردیده است.

این افسانه از سوی رسانه های غربی تبلیغ شده تا در واقع مبنایی برای رواج بی بند و باری  و ابتذال قرار گیرد و هر سال تحت عنوان روز عشق ، انواع و اقسام اعمال خلاف اخلاق در پوشش عشق و محبت انجام گیرد. از جمله اهداف غرب در ارائه فرهنگ ولنتاین ، علاوه بر اشاعه فساد و فحشاء، تبلیغات مثبت به نفع مسیحیت است، چرا که از مهمترین اولویتهای اساسی غرب در قبال کشورهای اسلامی، مسیحی کردن آنها است ، البته مسیحیتی تجدید نظر خواه.

متأسفانه در کشور ما هم استقبال جوانان از ولنتاین هر سال بیشتر شده و خریداری حجم بسیار وسیعی از هدایای تجملی از جمله انواع کارتهایی با مضامین عشق و محبت ، انواع عروسک خرس و خوک ، شمع قرمز، روبان قرمز، گل رز قرمز، شکلات و ... و إهدای آن به جنس مخالف دستاورد مربوط به ولنتاین می باشد که در میان جوانان رواج یافته  و نه تنها در خدمت ازدواج نیست بلکه دوری گزیدن از ازدواج و حفظ روابطی که منجر به فروپاشی اخلاقی جامعه می شود را نیز در پی دارد.

برخی فروشندگان سودجو گاهاً یک باب مغازه را برای مدت 20 روز تا یک ماه کاملاً به فروش اجناس مرتبط با این روز اختصاص می دهند و روزانه بیش از دهها میلیون ریال از کالاهای تجاری ولنتاین را که عمدتاً وارداتی هستند به فروش می رسانند.

شبکه های ماهواره ای که ولنتاین را به عنوان یک فرهنگ در جامعه ترویج می دهند، عموماً مخاطبینی ابتذال گرا و شهوت محور و مرفه دارند ولی رفتار این قشر بر دیگر اقشار جامعه حتی طبقه ضعیف اثر داشته  و آسیبهای جدی را بر جامعه گذاشته است.

لذا لازم است تا با ارائه الگوهای مناسب که بر پایه سنتهای اسلامی و ایرانی می باشد به مقابله با این تهاجم فرهنگی بپردازیم؛ بطور مثال با تبلیغ روز ازدواج امیرالمؤمنین(علیه السلام) و حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ، می توان آنرا به عنوان روز محبت و عشق نامگذاری کرد و سنت حسنه ازدواج را ترویج داد.

 

 

 

 

قرارداد ننگین جدایی بحرین از ایران

حدود 40 سال پیش مراحل نهایی جدا شدن قسمتی از خاک ایران (بحرین) انجام شد. شورای امنیت سازمان ملل با استناد به گزارش نهایی نماینده ویژه دبیرکل در بحرین مبنی بر نظر اکثریت مردم به جدایی از ایران، استقلال بحرین از خاک کشورمان را در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۷۰ (‌اردیبهشت ۱۳۴۹ ) مورد تأیید و تصویب قرار داد. مجمع الجزایر بحرین از قدیم الایام بخشی از امپراتوری ایران پیش از اسلام بوده است. در اوایل قرن شانزده میلادی با هجوم استعمار پرتغال به منطقه اقیانوس هند و خلیج‌ فارس (‌در سال ۱۵۰۶)، بسیاری از نقاط استراتژیک منطقه و از جمله جزیره هرمز و مجمع‌الجزایر بحرین نیز (‌در سال ۱۵۲۱) به تصرف و اشغال پرتغالی‌ها درآمد.

پس از گذشت حدود یک قرن از اشغال پرتغالی‌ها، شاه‌عباس در سال ۱۶۰۲ با لشکرکشی به بحرین آنجا را از تصرف اشغالگران خارجی، آزاد کرد و مجدداً به ایران ملحق شد. پس از آن، ‌مجمع الجزایر بحرین مدت ۱۸۰ سال در اختیار و تحت نظر کامل حکومت ایران بود. در سال ۱۷۸۳ (‌یا ۱۷۸۲ ) شیخ احمد بن خلیفه از قبیله ‌بنی عتبه و از خاندان ‌خلیفه ( که از منطقه نجد در مرکز عربستان به کویت مهاجرت کرده بود )‌ به این سرزمین حمله کرد و پس از شکست سربازان ایرانی بر آن استیلا یافت. از آن پس، حکومت بحرین با حمایت همه جانبه سیاسی - استعماری انگلستان در اختیار اعضای خاندان خلیفه ( آل خلیفه)‌ قرار گرفت. با این همه در همه این سال‌ها ایران همچنان بحرین را جزئی از خاک خود می‌دانست. دولت ایران در مدت یک قرن و نیم حاد شدن مسئله بحرین (‌۱۸۲۰- ۱۹۷۰ ) ‌و با وجود دخالت و سلطه انگلستان بر آن جزیره، هیچگاه جدایی بحرین از خاک ایران را نپذیرفت؛ اگرچه قدرت انجام عمل حادی علیه انگلیس را نیز نداشت. نخستین گام‌ها به سوی واگذاری بحرین در زمان پهلوی دوم برداشته شد و آن زمانی بود که انگلیسی‌ها و آمریکایی‌ها از هر دو سو، شاه را به چنین تصمیمی ترغیب، تهدید و تطمیع کردند و سرانجام به هدف خود دست یافتند.

مذاکرات جدایی بحرین بطور آشکار و پنهان میان ایران، ‌انگلستان، ‌عربستان سعودی و آمریکا انجام می‌شد. جدا از سیاست‌های استعماری انگلستان حمایت عربستان سعودی (‌به‌عنوان کشور عرب با نفوذ منطقه) ‌از خواسته‌ها و آمال شیخ بحرین و نیز مرز آب‌های سرزمینی و فلات قاره دو کشور هم موضوع مهمی بود که به تضاد منافع دو کشور ایران و عربستان انجامید، بطوری که شاه برنامه دیدار رسمی‌اش از عربستان سعودی را در اوایل سال ۱۹۶۸م (‌۱۳۴۷ش) به تعویق انداخت. بالاخره با مذاکرات طرفین نخستین قدم قابل توجه در حل اختلافات دیرین دو کشور بر سر مرز فلات قاره و مالکیت جزایر فارسی و عربی در تاریخ ۲۴ اکتبر ۱۹۶۸ با امضای یک موافقتنامه برداشته شد و باعث شد ایران در مورد مسئله بحرین کوتاه آمده و عقب نشینی سیاسی کند. در آن شرایط، حکومت ایران حفظ بحرین با توسل به شیوه‌های نظامی را در توان خود نمی‌دید. دولت محمدرضا شاه از عکس العمل انگلستان به‌عنوان یک قدرت بزرگ استعماری واهمه داشت، ضمن اینکه، این کار تمام کشورهای عربی را (‌اعم از تندرو و محافظه کار )‌ علیه ایران متحد و هم پیمان می‌ساخت. این در حالی بود که ایران در آن دوران، درگیری‌های ارضی و مرزی و سیاسی گسترده‌ای با عراق داشت. از طرف دیگر اقدام نظامی ایران می‌توانست سازمان ملل متحد را به وسیله قدرت‌های بزرگ علیه ایران وارد عرصه کند. بنابراین شاه با توجه با سازشهای پنهانی انجام شده و شرایط زمانی، راه حل سیاسی را برگزید. شاه در زمستان سال ۱۳۴۸ (اوایل ۱۹۷۰) در مصاحبه‌ای خواستار حل مسئله بحرین از طریق کسب نظر مردم آن به وسیله سازمان ملل متحد شد. بالأخره پیشنهاد رسمی شاه از طریق گفت‌وگوهای بعدی ایران با انگلستان و دبیرکل سازمان ملل (‌اوتانت)‌ در اوایل سال ۱۹۷۰ به نتیجه نهایی رسید و ایران در تاریخ ۹ مارس ۱۹۷۰ (‌ ۹ اسفند ۱۳۴۸ )‌ رسماً خواستار همکاری دبیرکل سازمان ملل برای استعلام نظر واقعی مردم بحرین از طریق انتصاب یک نماینده ویژه شد. 

نماینده ویژه دبیرکل در امور بحرین، در رأس یک هیئت ۵ نفری عازم آن جزیره شد و از ۲۹ مارس تا ۱۸ آوریل ۱۹۷۰ به ‌نظرخواهی گزینشی و گفت‌وگو با گروه‌های منتخب سیاسی و اجتماعی بحرین پرداخت و با استناد به نتیجه‌گیری نهایی، گزارش تدوین شده مفاد آن را راجع به استقلال بحرین و جدایی از خاک ایران در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۷۰ مورد تأیید و تصویب قرار داد. اعلامیه استقلال بحرین در تاریخ ۱۴ اوت ۱۹۷۱ منتشر شد. دولت ایران تنها یک ساعت پس از استقلال بحرین آن را به رسمیت شناخت.

امتیاز بزرگی که ایران با جدایی بحرین پرداخت کرد از بین رفتن نقش استراتژیک ایران در جنوب خلیج ‌فارس بود. تا پیش از این ایران علاوه برشمال خلیج ‌فارس بر قسمتی از جنوب آن نیز حاکمیت داشت.

این قرداد آخرین قرداد نگینی بود که طی آن قسمتی از خاک ایران تجزیه می شد.

                             

فرمايشات مقام معظم رهبري (مدظله العالی) در دهه فجر 1388

<img border=0 src="http://jahadenarm.persiangig.com/image/Agha%40%20%281%29.jpg">

۲۲ بهمن متعلق به ملت ايران، امام بزرگوار (ره)، و شهدا است. دشمن تلاش دارد اين ثروت عظيم ملي را متزلزل كند، بنابراين بايد با تمام قوا در صحنه بود و عاقلانه و مدبرانه حركت كرد. موضع گيري دو پهلوي خواص مطلوب نيست و خواص بايد مواضع خود را در قبال سخنان و اقدامات دشمن، شفاف بيان كنند. هنگامي كه عده اي در فضاي فتنه و غبارآلودگي، با زبان، اسلام را نفي و در عمل نيز جمهوريت نظام را نفي مي كنند و انتخابات را زير سؤال مي برند، انتظار از خواص اين است كه مرز و موضع خود را شفاف و مشخص كنند. مهمترين ويژگي انقلاب اسلامي ايران و مراسم سالگرد انقلاب در سي سال گذشته حضور انبوه و متحد مردم به عنوان عناصر اصلي شكل گيري انقلاب اسلامي و دلبستگي آنان به شعارهاي اساسي انقلاب است و در دوران فتنه و غبارآلود بودن فضا، وظيفه همه بويژه خواص، موضع گيري شفاف و پرهيز از سخنان و مواضع دو پهلو است.

شناخت "لحظه و نياز" و اقدام متناسب با آن كه خصوصيت و ويژگي بسيار مهمی است,  برخي از اهالي كوفه كه با عنوان "توابين" ، چند ماه بعد از حادثه عاشورا قيام كردند و به شهادت رسيدند، به امام حسين (علیه السلام) ايمان داشتند و انشاءالله در نزد خداوند هم مأجور هستند اما آن وظيفه اي را كه بايد عمل مي كردند، انجام ندادند زيرا "لحظه" و عاشورا را نشناختند. در شرايط كنوني همه جريانها و گرايش هاي سياسي داخل نظام بايد خط و مرز خود را با دشمن به صورت شفاف مشخص كنند و در اين ميان وظيفه خواص بويژه خواصي كه تأثيرگذاري بالايي دارند، بيش از ديگران است. دشمني ها با نظام اسلامي همچون گذشته در آينده نيز ادامه خواهد داشت، اگر ملتي بيدار، آگاه، با عزم و متكي بر ايمان و همراه با رويش باشد بر همه توطئه ها غلبه خواهد كرد. نسل جوان كنوني و جواناني كه حتي پيروزي انقلاب اسلامي و مقاطع مهم آن را نديده اند، نوخاسته ها و رويش هاي انقلاب هستند كه در مقايسه با نسل جوان اول انقلاب، بسيار بهتر و هوشيارانه تر عمل مي كند.

 

تاریخچه پهلوی

آخرین سلسله نظام شاهنشاهی ایران، سلسلۀ پهلوی بود كه رضاخان میرپنج آن را بنیان نهاد و خود 16 سال سلطنت كرد. رضاخان در 24 اسفندماه 1255ش در روستای آلاشت از توابع سواد كوه مازندران متولد شد. اندكی پس از تولد، پدرش درگذشت و قیومیت او را عمویش سرهنگ نصرالله‌ خان به عهده گرفت. رضاخان از پانزده سالگی  درجات نظامی را یكی پس از دیگری پشت سر نهاد، بطوری كه در سال 1297ش به درجۀ سرتیپی و در 1299ش به درجۀ میرپنجی رسید. رضاخان و نیروهایش در سال 1299ش وارد تهران شدند و حكومت نظامی اعلام كردند و تمام وزارت‌خانه‌ها و پست تلگراف را تعطیل نمودند. عامل سیاسی كودتا، سیدضیاء‌الدین طباطبائی و عامل اجرائی و نظامی آن رضاخان بود. احمدشاه به‌ خواست كودتاچیان سیدضیاء‌الدین را به صدرات منصوب كرد و به رضاخان منصب سرداری داد. رضاخان در 1300ش وزیر جنگ شد.  احمدشاه در سال 1302ش سردار سپه را به رئیس‌الوزرایی منصوب كرد و خود راهی اروپا شد. در سال 1304ش احمدشاه قصد بازگشت به كشور را داشت، اما به دلیل تظاهرات در تهران به علت كمیابی نان منصرف شد. در این حین رضاخان به منظور یكسره كردن كار قاجار عده‌ای از درباریان را به اتهام كمبود نان خلع كرد.  در اواخر مهر تظاهرات علیه قاجاریه شكل گرفت و روز نهم آبان مجلس شورای ملی جلسه علنی تشكیل داد و انقراض سلسله قاجاریه را اعلام نمود. حکومت به طور موقت به رضاخان واگذار شد و تعیین حکومت قطعی به نظر مجلس مؤسسان موکول گردید. سرانجام مجلس مؤسسان در روز 22 آذرماه سال 1304ش پادشاهی ایران را به رضاخان و فرزندان ذكور وی تفویض نمود.  رضاخان دولت را از حیث اداری و مالی برای اجرای طرحهای زیر ساختی توسعه آماده كرد. راههای شوسه، آسفالته، راه آهن و نظام آموزشی جدید به تقلید از نظام‌های اروپایی شكل گرفت. دانشگاه تهران تأسیس شد و شماری از دانشجویان برای تحصیلات به خارج از كشور فرستاده شدند و برای صنعتی شدن كشور به كمك متخصصان به‌ویژه آلمانی‌ها گامهای مهمی برداشته شد. اما بی‌توجهی به ویژگی‌های اجتماعی و فرهنگی در كشور، نارضایتی مردم، عدم موفقیت طرح‌ها را رقم زد. اولین عكس العمل روحانیت نسبت به شاه توسط شیخ محمد بافقی در فروردین 1306ش، زمانی صورت گرفت كه بانوان درباری بدون حجاب از حرم حضرت معصومه (سلام الله علیها) خارج شدند. روز بعد شاه با تجهیزات نظامی وارد قم شد و دستور ضرب و شتم روحانیون را صادر كرد. دومین اعتصاب روحانیت در اعتراض به اجرای قانون نظام اجباری بود كه طی مذاكرات دولت با علمای قم و پذیرفته شدن تقاضاهای آنها مبنی بر تجدید نظر در قانون نظام اجباری، علما متفرق شدند. در سال 1307 سیدحسن مدرس دستگیر و سرانجام در سال 1316 توسط عمّال دولت به قتل رسید. طی اشغال ایران توسط متفقین در 25 شهریور 1320ش، رضاخان مجبور به كناره‌گیری از سلطنت شد و به جزیرۀ مورس تبعید گردید. بدین ترتیب محمدرضا پهلوی به سلطنت رسید.  در انتخابات دورۀ چهاردهم مجلس شورای ملی، مردم، دكتر محمد مصدق را انتخاب کردند.  از آن‌ جایی كه شاه وزارت جنگ را بنا به درخواست مصدق به او نداد، مصدق استعفا كرد. اما با تظاهرات مردم در 30 تیر كه خواستار بازگشت مصدق بودند، بار دیگر او با اختیارات بیشتری از قبیل وزارت جنگ به مقام نخست‌وزیری برگزیده شد و عدۀ زیادی از امرای ارتش را باز نشسته نمود. سپس روابط سیاسی با انگلستان را قطع كرد و همین امر باعث شد تا انگلستان و آمریكا درصدد ساقط كردن دولت وی برآیند. سرانجام شاه در 22 مرداد 1332 مصدق را عزل كرد. مسائلی از قبیل به رسمیت شناختن اسرائیل توسط شاه در سال 1336، تقلب در انتخابات دورۀ بیستم 1339، عدم رضایت دانشجویان دانشگاه از مسائل جاری سیاسی و رویۀ شاه در كلیه شئون مملكت، باعث راه‌اندازی تظاهرات شدید علیه شاه شد. مقام نخست‌وزیری به علی امینی، معتمد آمریكایی‌ها داده شد و آمریكا به شاه تكلیف كرد كه حق دخالت در امور مملكت را ندارد. امینی اوضاع آشفته كشور را ناشی از فساد دانست و برای مبارزه با آن اقدام نمود. اما شاه كه مسلوب‌الاختیار بود طی سفری به آمریكا عدم موفقیت امینی را اعلام كرد و درخواست نمود كه مجدداً تمامی اختیارات به او واگذار شود و قول داد كه نظریات كاخ سفید را به نحو مطلوب انجام دهد. بعد از جلب توجه آمریكا به ایران بازگشت و امینی را بركنار و امیر اسدالله علم را جایگزین كرد.   در شهریور 1341ش هیئت وزیران علم، لایحه جدید انجمن‌های ایالتی و ولایتی را تصویب كرد و به زنان حق انتخاب رأی داد. در آن لایحه قید اسلام از شرایط انتخابات حذف و به جای سوگند به قرآن، سوگند به كتاب‌های آسمانی قید شده بود كه این تصویب‌نامه به شدت مورد اعتراض علما و روحانیون قرار گرفت و شاه و علم مجبور به لغو آن شدند. شاه به خواست آمریكا اصول شش‌ گانه‌ای را به نام اصلاحات اجتماعی به رفراندوم گذاشت اما این بار حضرت امام خمینی(ره) حكم به تحریم رفراندوم داد.

  امام خمینی(ره)،  عید نوروز 1342 را به مناسبت شهادت امام جعفر صادق (علیه السلام) به عنوان عزا و تسلیت به امام عصر (عج) اعلام نمود و در مدرسه فیضیه عزاداری مفصلی برگزار شد. اما مدرسه مورد حمله مأمورین امنیتی قرار گرفت و  تعدادی كشته و زخمی شدند. سپس شاه دستور دستگیری امام را صادر كرد. در بامداد 15 خرداد 1342ش امام دستگیر شد. اما با روی‌ كار آمدن حسنعلی منصور در اسفند 1342 ایشان آزاد شدند. بعد از تصویب لایحۀ مصونیت مستشاران آمریكایی، امام نطق كوبنده‌ای علیه شاه و آمریكا و اسرائیل ایراد نمود كه در نتیجه آن در 13 آبان 1343 بازداشت و به تركیه تبعید شدند. در اواخر حكومت پهلوی دیگر كسی مقام نخست وزیری را نمی‌پذیرفت، تا این‌كه شاهپور بختیار انتخاب شد. شاه در 26 دی 1357 ایران را ترك و به مصر رفت و روز 12 بهمن همان سال امام وارد تهران شد و با سخنرانی در بهشت زهرا(سلام الله علیها)، سلطنت پهلوی را غیرقانونی خواند. سرانجام در 22 بهمن 1357ش آخرین سلسله سلطنتی ایران منقرض شد و محمدرضا پهلوی آخرین شاه ایران در سوم مرداد سال 1359 در مصر به درک واصل شد.

 

 

 

 

 

روش پختن قورباغه

برای پختن قورباغه ابتدا باید قورباغه را در آب معمولی قرار داد و سپس ظرف را بر روی آتش گذاشت، با گذشت زمان بر اثر گرم شدن آب، بدن قورباغه با محیط هماهنگ شده و هیچ گونه عکس العملی نشان نمی دهد. حتی در زمانیکه قورباغه کاملاً در حال پختن می باشد.اما اگر همین قورباغه را یکدفعه در آب جوش بیاندازید عکس العمل نشان داده و از آب بیرون می پرد. نکته: انسان ها معمولاً در قبال حوادث همین گونه اند ، در قبال تهدیدات و یا جنگهای نظامی سریعا موضع گرفته و آماده برخورد می شوند، اما در قبال تهدیدات نرم و فرهنگی ، احساس خطر نمی کنند تا زمانیکه همه چیز خود یعنی اعتقادات خود را از دست  می دهند ولی متوجه نابود شدن خود نمیگردند..پس بیاییم سعی کنیم که مورد هدف تاکتیک پخت قورباغه قرار نگیریم.

جمهورى اسلامى دو جزء دارد:جمهورى است، يعنى مردمى است؛اسلامى است، يعنى بر پايه‌ى ارزشهاى الهى و بشری

مردمى است، يعنى مردم در تشكيل اين نظام، در بر روى كار آوردن مسئولان اين نظام نقش دارند، پس مردم احساس مسئوليت ميكنند؛ مردم بركنار نيستند، مردمى است، يعنى مسئولان نظام از مردم و نزديك به مردم باشند، خوى اشرافيگرى، خوى جدائى از مردم، خوى بى‌اعتنائى و تحقير مردم در آنها نباشد. ملت ما قرنهاى متمادى خوى اشرافيگرى را، استبداد و ديكتاتورى را در حاكمان نابحقِ اين كشور تجربه كرده و دوران جمهورى اسلامى ديگر نميتواند اينجور باشد. دوران جمهورى اسلامى يعنى دوران حاكميت آن كسانى كه از مردمند، با مردمند، منتخب مردمند، در كنار مردمند، رفتارشان شبيه رفتار مردم است، اين معناى مردمى است ، يعنى بايد به عقايد مردم، به حيثيت مردم، به هويت مردم، به شخصيت مردم، به كرامت مردم اهميت گذاشته بشود.

اسلامى است، يعنى همه‌ى آنچه كه گفتيم، پشتوانه‌ى معنوى پيدا ميكند. حكومتهاى دموكراسى سكولار، بيگانه‌ى از دين، جداى از دين، و در مواردى ضد دين، ميروند كنار، اسلامى است، يعنى مردم در كار دنيايشان هم كه كار ميكنند، تلاش ميكنند، در واقع دارند كارِ خدائى ميكنند. آن كسانى كه براى جامعه كار ميكنند، آن كسانى كه براى استحكام نظام كار ميكنند، آن كسانى كه براى پيشبرد كلمه‌ى اين نظام و اين كشور و اعلاى كلمه‌ى اين نظام كار ميكنند، براى خدا دارند كار ميكنند، خدائى است، اين خيلى ارزش دارد، اين يك نسخه‌ى جديد است؛ اين نسخه‌ى جديدى است كه دنيا اين را بعد از زمان پيامبران و بعد از صدر اسلام تا امروز، ديگر نديده، اين چيز كمى نيست. اين، دشمن دارد، ديكتاتورهاى عالم هم دشمن اين نظامند؛ سلطه‌گران و متجاوزان به حقوق ملتها هم دشمن اين نظامند؛ بايد منتظر دشمنى بود. منتها اين ملت نشان داده است كه اين دشمنى‌ها در ايستادگى او اثرى ندارد. سى سال است دشمنها، دشمنى ميكنند و ملت ايران ايستادگى ميكند و نتيجه‌ى اين چالش، پيشرفت شگفت‌انگيز ملت ايران شده و اين پيشرفت بعد از اين هم ادامه خواهد داشت.

شما بعد از ما چه کردید؟؟؟

راه باز است، معبر‌ها همه پاک شده‌اند ، لا‌به‌لای سیم خاردارها پلاکها چشمک می‌زنند و شهدا هنوز ایستاده اند و با سر انگشت وفا نقطه‌ی رهایی را نشان می‌دهند، خط هنوز شکسته نشده است ، کوله پشتی بسیجی‌ها لب خاکریز نشسته است . فرمانده فریاد می‌زند : سنگر را بکن ای برادر ، امروز هم روز جنگ است، امروز اما قلم‌ها، سر نیزه‌های تفنگ است، امروز میدان معنا، خود عرصه‌ی کارزار است، هر واژه‌ای یک گلوله ، هر جمله ای یک تفنگ است، قلم هایی به عدد اراده‌ها ... باید دست به کار شد، اینجا مجنون است، جزیره‌ی عاشقان ، صدای فرمانده از لابلای نیزارها تا اعماق تاریخ میرسد: شما بعد از ما چه کردید؟؟؟

ایران آندلس دوم؟ آری یا خیر!

موقعی که آدم و حوا از شجره ممنوعه استفاده کردن و عورتاشون مشخص شد، با برگ درختان، بدن خود رو پوشوندن و این اولین لباس بشر بود.

با گذشت زمان و بنا به موقعیتهای جغرافیایی و آداب و رسوم مختلف، لباسهای گوناگون بوجود اومد که همه ی اونها یک ویژگی اساسی داشتن و اون پوشش زشتی های بدن بود که در کنار این، شاخصه های دیگر مثل: زیبایی، ضخامت، رنگ و... وجود داشت ولی هیچ موقع اصل پوشش فدای دیگر شاخصه های لباس نشد.

ولی حالا !!!

نمی دونم چی شده که تو کشور شیعه ی امام زمان(عج) و تازه بین بچه مذهبی ها( چه زنها و چه مردها)، پوشش یه طور دیگه شده و به تنها چیزی که توجه نمی شه اصل پوشوندنه. لباسهای تنگ و شلوارهای فاق کوتاه، چادر ملی اندامی، رنگهای محرک و... راستی اگه یادتون باشه یکی از راههای شکست کشور مسلمان اندلس(اسپانیا) و تصرف آن، ترویج فساد اخلاقی و بی بند و باری از طریق البسه وارداتی بود و الان در ایران با ترویج مدهای وارداتی داره اتفاق می افته.

 

اخطار! بیایید نگذاریم شکست اندلس در ایران تکرار شود.

بصيرت

بصیرت خودتان را زیاد كنید؛بلاهایى كه بر ملتها وارد میشود، در بسیارى از موارد بر اثر بى بصیرتى است. خطاهایى كه بعضى از افراد میكنند - مى بینید در جامعه ى خودمان هم گاهى بعضى از عامه ى مردم و بیشتر از نخبگان، خطاهایى میكنند. نخبگان كه حالا انتظار هست كه كمتر خطا كنند، گاهى خطاهایشان اگر كماً هم بیشتر نباشد، كیفاً بیشتر از خطاهاى عامه ى مردم است - بر اثر بى بصیرتى است؛ خیلى هایش، نمیگوییم همه اش. بصیرت خودتان را بالا ببرید، آگاهى خودتان را بالا ببرید. من مكرر این جمله ى امیرالمؤمنین را در نظر دارم که می فرماید: « الا و لایحمل هذا العلم الّا اهل البصر و الصبر » : جنگ صفین در گفتارها بیان كردم كه فرمود سختى پرچم امیرالمؤمنین از پرچم پیغمبر، از جهاتى بیشتر بود؛ چون در پرچم پیغمبر دشمن معلوم بود، دوست هم معلوم بود؛ در زیر پرچم امیرالمؤمنین دشمن و دوست آنچنان واضح نبودند. دشمن همان حرفهایى را میزد كه دوست میزند؛ همان نماز جماعت را كه تو اردوگاه امیرالمؤمنین میخواندند، تواردوگاه طرف مقابل هم - در جنگ جمل و صفین و نهروان - میخواندند. حالا شما باشید، چه كار میكنید؟ به شما میگویند: آقا! این طرف مقابل، باطل است. شما میگوئید: اِ، با این نماز، با این عبادت! بعضى شان مثل خوارج كه خیلى هم عبادتشان آب و رنگ داشت؛ خیلى. یكى از كارهاى مهم در عمل نظامى، شناسایى است؛ شناسایى از نزدیك، كه زمین را بروند ببینند : دشمن كجاست، چه جورى است، مواضعش چگونه است، عوارضش چگونه است، تا بفهمند چه كار باید بكنند. اگر كسى این شناسایى را نداشته باشد، میدان را نشناسد، دشمن را گم بكند، یك وقت مى بینید كه دارد خمپاره اش را، توپخانه اش را آتش میكند به طرفى، كه اتفاقاً این طرف، طرف دوست است، نه طرف دشمن. نمیداند دیگر. عرصه ى سیاسى عیناً همین جور است. اگر بصیرت نداشته باشید، دوست را نشناسید، دشمن را نشناسید، یك وقت مى بینید آتش توپخانه ى تبلیغات شما و گفت و شنود شما و عمل شما به طرف قسمتى است كه آنجا دوستان مجتمعند، نه دشمنان. آدم دشمن را بشناسد؛ در شناخت دشمن خطا نكنیم. لذا بصیرت لازم است، تبیین لازم است. بصیرت مهم است.

محرم ماه عبرت

محرم در فرهنگ اسلامي يک تاريخ زنده، يک انقلاب خونين، يک مظلوميت آشکار و يک مجموعه‌اي از حماسه هاي بي نظير است. محرم ماه خداست. ماه محرم فصل شکفتن لاله هاي مقاومت خونين اسلام است. محرم تاريخ است اما نه تاريخ عادي و روز مره زندگي، محرم تاريخ يک تحول عميق و يک انقلاب تاريخ ساز است. حماسه هايي که هر ماه را محرم، هر سرزمين را کربلا و هر روز را عاشورا مي کند. درک عميق عاشورا و امام حسين(ع) و فرهنگ عاشورايي ممکن نيست مگر اين که بدانيم که : حسين کسيت؟ چه اهدافي داشت؟ چرا و چگونه به کربلا آمد؟ و در روز عاشورا چه گذشت؟ و چرا شهيد شد ...؟ برماست که در اين سئوال ها تأمل کنيم و  پاسخي بيابيم تا بار ديگر عاشورا تكرار نشود...

فرمايشات مقام معظم رهبري (مدظله) درباره ي ماه محرم

<img border=0 src="http://jahadenarm.persiangig.com/image/KHAMENEI.IR%20%2861%29.JPG">

در مورد مساله محرم و عاشورا، بايد بگويم كه روح نهضت ما و جهت گيري كلي و پشتوانه پيروزي آن، همين توجه به حضرت ابي عبدالله(ع) و مسايل مربوط به عاشورا بود.

آنچه كه نهضت ما را جهت مي داد و امروز هم بايد بدهد، دقيقاً همان چيزي است كه حسين بن علي(ع) در راه آن قيام كرد. ما امروز، براي شهداي خود كه در جبهه هاي گوناگون و در راه اين نظام و حفظ آن، به شهادت مي رسند، با معرفت عزاداري مي كنيم. آن شهيد و جواني كه يا در جنگ تحميلي و يا در برخورد با انواع و اقسام دشمنان و منافقان و كفار به شهادت رسيده، هيچ شبهه يي براي مردم ما وجود ندارد كه اين شهيد، شهيد راه همين نظام است و براي نگهداشتن و محكم كردن ستونهاي همين نظام و انقلاب، به شهادت رسيده است. اگر در جامعه ما، عشق به امام حسين(ع) و ياد او و ذكر مصايب و حوادث عاشورا معمول و رايج نبود، معلوم نبود كه نهضت با اين فاصله زماني و با اين كيفيتي كه پيروز شد، به پيروزي مي رسيد. در ايام محرم و صفر، ملت عزيز ما، بايد روح حماسه را، روح عاشورايي را، روح نترسيدن از دشمن را، روح توكل به خدا را، روح مجاهدت فداكارانه در راه خدا را، در خودشان تقويت كنند، و از امام حسين عليه السلام، مدد بگيرند. مجالس عزاداري براي اين است كه دلهاي ما را با حسين بن علي عليه السلام  و اهداف آن بزرگوار نزديك  و آشنا كند. يك عده ي كج فهم نگويند كه  امام حسين عليه السلام، شكست خورد.  يك عده ي كج فهم نگويند كه  راه امام حسين عليه السلام، معنايش اين است كه همه ي ملت ايران كشته شوند. كدام انسان ناداني، چنين حرفي را ممكن است بزند. يك ملت از حسين بن علي عليه السلام، بايد درس بگيرد. يعني از دشمن نترسد، به خود متكي باشد، به خداي خود توكل كند. در مجالس عزاداري ماه محرم، اين سه ويژگي بايد وجود داشته باشد: 1-عاطفه را نسبت به حسين بن علي و خاندان پيغمبر (ص)بيشتر كند. (علقه و رابطه و پيوند عاطفي را بايد مستحكم تر سازد.) چون رابطه ي عاطفي، يك رابطه ي بسيار ذي قيمت است.2- نسبت به حادثه ي عاشورا، بايد ديد روشن و واضحي به مستمع بدهد. 3- نسبت به معارف دين، هم ايجاد معرفت و هم ايجاد ايمان ( ولو به نحو كمي ) كند.

 

 

 

 

 

 

 

لبیک یا حسین یعنی...


مجذوب نشدن در مقابل دنیا تا زمانیکه پای تکلیف در میان است بتوان از آن دل کند. 

ترجیح دین بر دنیا، دین را قربانی دنیا نکردن.

حرکت در راه خدا حتی اگر مردم تو را تنها بگذارند و با تو مخالفت کنند.

صبر و استقامت در راه حق، زیبا دیدن مصایب و مشکلات در مسیر رسیدن به خدا (مَا رَأیْتُ إلّا جَمیلا).

امر به معروف و نهی از منکر در راه رضای خدا و اصلاح جامعه از انحرافات.

مطیع امر ولایت بودن، گوش به فرمان امام و ولی زمان بودن، فدا کردن جان خویش برای امام.

با حیا بودن، برادران و خواهران در پوشش، در گفتار و در رفتار عفیف باشند.

هَیْهات مِنَّه الذِلَّه، تن به ذلت ندادن، عزت نفس و کرامت نفس داشتن.

اقامه نماز جماعت اول وقت حتی در میدان و کارزار جنگ.

در هنگام خودش، کاری را که لازم است، تشخیص داده و عمل کرده تا تاریخ نجات پیدا کند و حسین بن علی ها به کربلا کشانده نشوند.